خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

27

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

تمثيل ، تشبيه ، استعاره اكنون بايد گفت در مورد همين صورت نخست ، غرض و هدف از اطلاق لفظ در معناى مشابه مختلف است . گاه به خاطر بلاغت و شيوايى كلام است و گاه به خاطر مبالغه در معنى . در اين‌حال اگر هنگام اطلاق لفظ در معناى مجازى ، مشابهت با معناى اصلى در كلام ذكر شود ، آن را تمثيل و تشبيه مىنامند ، مانند اطلاق لفظ « ماه » كه براى جرم آسمانى مخصوص وضع شده است و در مورد روى زيبا به صورت تمثيل و تشبيه استعمال مىشود . اگر هنگام اطلاق لفظ در معناى مجازى ، مشابهت با معناى اصلى نه تنها در كلام ذكر نشود ، بلكه چنان قلمداد شود كه گويا دلالت لفظ بر معناى مجازى به صورت حقيقت است ، آن را استعاره مىنامند . مانند اطلاق « ذنب السرحان » ( دم گرگ ) بر صبح اول . « 1 » نكته‌اى كه ذكر آن ضرورى مىنمايد ، اين است كه برخى از دانشمندان در مورد تعريف مجاز و حقيقت گفته‌اند : اگر لفظ به ظاهر به چيزى اطلاق شود ، اما به خاطر وجود قرينه‌هاى لفظى يا عقلى مراد غير از ظاهر لفظ باشد ، مجاز است ، مانند آيهء شريفهء « وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ . . . » « 2 » كه مراد « و اسئل اهل القرية » است و اگر اين‌گونه نباشد ، حقيقت است . بايد دانست كه اين تعريف براى حقيقت و مجاز مخصوص جمله‌هاست نه مفردات . 2 - قسم دوم از اسماى متشابه آن است كه لفظ هم در معنى اصلى خود و هم در معنى شبيه استعمال مىشود ، اما استعمال لفظ در معنى شبيه به اعتبار ملاحظهء معنى اصلى كلمه نيست و اصلا آن مناسبت و مشابهتى كه ميان معناى اصلى و معناى شبيه وجود دارد ، هنگام استعمال لفظ در معناى مشابه در نظر گرفته نمىشود . اين قسم نيز به دو صورت تقسيم مىشود : الف - معنى شبيه از نظر اطلاق و استعمال مساوى معناى اصل باشد . اين صورت را اسماى منقول مىخوانند ، مانند اطلاق لفظ « ماه » بر جرم آسمانى مخصوص - كه اين لفظ

--> ( 1 ) - ذنب سرحان ( دم گرگ ) و آن اول بياضى بود كه از جانب مشرق بعد از ظلمت پيدا شود ، منفصل از افق و آن را صبح اول و صبح كاذب و فجر مستطيل و ذنب سرحان خوانند ( شرح بيست باب ملا مظفر ) . ( 2 ) - يوسف / 82 .